پنجشنبه، بهمن ۲۴، ۱۳۸۷

احمد - احمد - احمد - احمد - احمد -

مادر – حرف اول زندگی حتی قبل از آب یاد میگیریش . میخواهی تند تند بگویی مادر نمیتوانی مادر به تو میخندد از تلفظ ناقص تو به وجد میآید با آن تمام وجودی که میدانیم هیچ گاه نخواهیم دانست چه بوده میگوید جان .

جان مگیری
بزرگ میشوی
و به راه می افتی از خانه بیرون میبردت به خانه باز میگرداند تو را در حریم امن خود تو را پرورش میدهد و تو میشوی آن چیزی که هستی برادر عزیزم احمد اشک های پاکت را که برای روحی پاک تر از تمام پاکی ها بدرقه راه مادری عزیز میکنی میبینیم .
برادر با تو هم دردم هم دردم هم دردم به خدا که هم دردم
من هم چهره ی مادرم را ندیدم و او را به خاک سپردم برادر به خدا با تو هم دردم با تو هم دردم با تویی که با پنجه هایت خاک را می شکافد و به پس دادن مادر عزیزت مجبور میکند اما این خاک بی روح به تو پوز خند میزند.

برادر به خدا با تو هم دردم میدانم چه درد عزیمی را با خود به همراه داری که حتی اگر سالها بگذرد باز هم با تو خواهد بود. در زمان کار، در زمان دویدن ،در زمانی که به زیر دوش حمام خانه اجاره ات هستی همان خانه که با دستهای کارگری اجاره کردی ، در زمان خندیدن به فرزندت در زمان تمام هیچ ها تو این درد را پشت یک بغض عزیم به همراه داری برادر به تو نمیگویم استوار باش نمیگویم محکم باش چرا که تو استواری و استقامت را در زیر دست شکنجه گر ها نشان دادی . براد گریه کن بگذار ابر چشمت ببارد بگذار سیل شود و خاک را گل کند که به خدا با تو هم دردم . به خدا مادر من هم بود اگر چه حتی یک بار ندیدمش ولی همان یک باری که صدای گرمش را شنیدم به خدا مادر من هم شد احمد گریه کن که امشب من هم گریه دارم .

برچسب‌ها:

posted by قاصدک @ ۷:۴۶ بعدازظهر  

2 Comments:

  • At بهمن ۲۵, ۱۳۸۷, <$BlogCommentAuthor$> said…

    با نام و ياد ميترا
    درود بر شما
    کاوه عزيز
    تو از دردم چه میدانی که شايد درد من شهرياران باشد و تو با شهريار از درد می گوئی !
    امروز من به وجود خيلی ها احساس شرم می کنم ، در رزوگار نادانی فخر می ورزيدم مثل مولوی و سعدی و حافظ و هر دانش برگزيده ئی با راهی ناپاک و نجس !
    من به همه هزاروچهارصد سال غارت اعراب و اين تحقير که هر روز هزاران هزار بلندگو با سخن پليد و زشت عربی يآد آور سرزمين برباد رفته ای است که مردمش مسخ شده اند به قدرت الله ، اين نماد جنبش و زايش و پرورش به شکل اندام تناسلی يک بانو و آقا !
    تاملی ندارد امروز حرامزادگان عرب را از سرزمين بيرون می کنيم تا رهبرانی از سرزمين بيگانه را به سرپرستی و هدايت اين مردم انتخاب کنيم ، چرا که ما ايرانی ها يکی از ديگری کوچک تر و حقير تريم و چه کسی برای هدايت اين ميهن بدتر از يک رهبر ايرانی !
    نديدی خمينی چهارصد پدر از چهارصد سرزمين را به رهبری برگزيديم که از نژاد و نسل و رگ و ريشه و غيرت ايرانی در وجودش سر سوزنی يافت نمی شد ؟
    دردهای غير مشترک ما بسيار است و هم دردی بر زمين ايران با خود همراه نديدم که هر کدامشان آويزه ای به سرزمينی بيگانه بر خويش آويزان کرده اند و به پاک کردن چهره ناپاک بیگانگان و افکار پليد و خودخواهانه شان مشغول شده اند و رگ گردن می درانند و رو در رو ميشوند تا بتوانند هر بيگانه ای را بر يک ايرانی ثابت کنند و بيشتر
    ای داد
    او

     
  • At بهمن ۲۵, ۱۳۸۷, <$BlogCommentAuthor$> said…

    با نام و ياد ميترا
    درود بر شما
    و امروز چهاردهم فوريه روز عشق يا والنتاين که از خود بيگانگان پافشاری می کنند تا اين روز جائی برای روز اسپندارمازگان باقی نگذارد و اين ها ايرانيانی هستند که مبارزه می کنند و با کمی دقت خواهی ديد که به منش جنيان وارونه بين ، وارونه کار مبارزه می کنند و اکنون سی سال تحمل حکومت اجنبی در آرزوی به حاکميت رسيدن ديگر بيگانگان و اين ششصد سال حکومت دينی پليد ترين مردم از شيخ بهای حرامزاده لبنانی و ديگر شيوخ زنازاده اين ششصد سال از مجلسی ها تا ملا صدرای بی رگ و ريشه تا خمينی و خامنه ای حرامزاده .
    ای داد
    او

     

ارسال یک نظر

<< صفحه اصلي

 
 
دل نوشته

باقي را آزاد کنيد

قاصدك ! هان ، چه خبر آوردي ؟
از كجا وز كه خبر آوردي ؟
قاصدك
در دل من همه كورند و كرند
دست بردار ازين در وطن خويش غريب

کمپین آزادی برای سعید حبیبی و دانشجویان در بند


نگاشته‎ هاي پيشين

خدا خدای شما بود دیر فهمیدیم

درد بی دردی علاجش آتش است

طناب دیگر بر گلوی آزادی

عابد -عابد - عابد - عابد - عابد

فرزاد کمانگر را آزاد کنید

اوين -اوين-اوين-اوين-اوين-اوين-اوين

سهم تو از زن بودن این است ؟؟؟

جنگ تمام شد اما هنوز شهید میدهیم

گذرگاهی به نام اصلاحات

یار دبستانی

آرشيو
وب لاگهايي که ميخوانم

کميته نجات پاسارگاد

کميته مبارزه با سانسور

قمار عاشقانه

بابك خرمدين

حشمت طبرزدي

مهرانگيز كار

حسام فيروزي
زنانه ها
مديار
اردشير طيبي
يك قطره

بهزاد مهراني

نيك آهنگ كوثر
زيتون
يك گيله مرد
مسيح علي نژاد
شهر قصه
مسعود بهنود

چگوارا

شيوا نظر آهاري

دموکراسي فرزند جسارت
كوهيار گودرزي
خوابگرد
ويدا خسروي
سيد علي گدا
مهتا بردبار
عباس معروفي

ملاحسني در کانادا
فرنوش معيري
روزبه مير ابراهيمي
فريد سميع نژاد

مرتضي سميع نژاد
الپر
چريك
من نه منم
علي رضا فيروزي
كيانوش سنجري

اصانلو را آزاد کنيد


اخبار دانشجويي

ادوار نيوز
خبرنامه اميركبير
علامه بلاگ
كمپين آزادي پلي‌تكنيك
خبرنامه صنعتي شريف


سازمان هاي حقوق بشري

کميته منع شکنجه
انجمن منع شکنجه
منشور کوروش کبير
سازمان عفو بين الملل
ديوان اروپايي حقوق بشر
اعلاميه جهاني حقوق بشر
سازمان آموزش حقوق بشر
سازمان جهاني منع شکنجه
سازمان ديده بان حقوق بشر
انجمن دفاع از حقوق زندانيان
سازمان گزارشگران بدون مرز
انجمن حمايت از حقوق کودکان
شبكه‌ي بين‌ المللي حقوق بشر
انجمن اينترنتي دفاع از حقوق کودکان
فعالان حقوق بشر در ايران

mobareze ba sangsar


و اما عشق....

احمد شاملو
مصدق
صادق هدايت
فروغ

استاد شجريان