دوشنبه، اسفند ۰۶، ۱۳۸۶

باغبانمان کجاست؟

هنوز چند ساعتی از خبر های نیمه خوشه (( هنوز تایید نشده که البته تا آخر شب خبرش منتشر شد )) که در مورد بابک دادبخش به دستم رسیده بود نمیگذشت که به یک باره چشمم خیره شد به این خبر بهت آور( محکوميت يک فعال حقوق بشري و دو فعال سياسي به اعدام ) . اعدام و زندان هنوز درست و حسابی حالیم نشده که واقعا یک معلم توانایی انجام چه میزان جرم دا در چهار چوب قوانین اساسی این خراب شده داره که بشه حکم اعدام داد . دیروز یعقوب مهر نهاد و بابک دادبخش و امروز فرزاد کامنگر، علي حيدريان و فرهاد وکيلي و فردا ..... تا به خودت نرسیده پاشو

به راستی چه باید کرد ؟

حکايتي عجب است اين! نديده‌ای که چه‌سان

به تيغ ِ کينه فکندند ِمان به کوی و گذر؟
چراغ ِ علم نديدی به هر کجا کُشتند

زدند آتش هر جا به نامه و دفتر؟
زمين ز خون ِ رفيقان ِ من خضاب گرفت

چنين به سردی در سرخي‌ ِ شفق منگر!
يکي به دفتر ِ مشرق ببين پدر، که نبشت

به هر صحيفه سرودی ز فتح ِ تازه‌بشر!

برچسب‌ها:

posted by قاصدک @ ۱:۰۶ بعدازظهر   4 comments

خوشا پر کشیدن

وقتی خبر بابک داد بخش را شنیدم دیگر نمیتوانستم ساکت باشم دیگر نمیتوانستم احتیاط کنم ، دیگر نمیتوانستم ننویسم । گرچه نوشتن من زیاد هم مهم نیست . اما موجی در سرم به تلاطم آمد . این موج مرا به هر سو که میخواست میبرد و میکوباند . نمی دانستم چه باید کنم . تنها به سرم زد که وب لاگ نویسان را سر سیخ کنم تا آنها که قلمشان گداخته تر از من است بنویسند ، تا کمی دوستانم و هم فکرانم به سمت این فاجعه بکشانم. آخر این فاجعه مهمتر از عکس حیوانات و خانه تکانی و اتاق رنگ کردن هست که تو بلاگر نوشته بشه و وقت بهش اختصاص داد . القصه به شکلی دیوانه وار به روی وب لاگ ها حمله ور شدم و تا جایی که توان داشتم و وبلاگ ها را میشناختم شروع به نوشتن کامنت کردم و درخواست کردم تا چیزی بنویسند و چیزی بگویند و حتی به وب لاگ هایی سر زدم که حتی نمیشناختم. دریغ و افسوس از یک مطلب یک نوشته و یا یک خط خبر ، به اینجا ختم نمیشود بعضی از دوستان حتی کامنت های این حقیر را پاک کردن دوستانی که به قول خودمون سختی و انفرادی و این برنامه ها را کشیدند. ولی همه گویا قرص سکوت نوش جان کردند . من نمیدونم حتما باید دادبخش بمیره تا یک نفر یک خط خشک و خالی بنویسه.او هم یک فعال حقوق بشر هست مثل من و شما و به امید من و شما هست .اصلا بگیم هیچی نیست. اصلا قاتل است بیش از 40 روز اعتصاب با لبای دوخته یعنی حتما باید فقط گنجی اعتصاب کنه و همه به دادش برسن یعنی بابک داد بخش هیچ ؟ یعنی مرگ و زندگیش واسه کسی مهم نیست ؟ دوستان وب لاگ نویس روزنامه نگاران و مفسران سیاسی مرا عفو کنید که زیر تیغ برنده این قلم این بار دوستانم را به انتقاد کشیدم اما مرام ما شکستن سکوت است بی هیچ هراسی .
من امروز به هر وب لاگی که میدانم سر میزنم و باز هم میخواهم بنویسند از تمام کسانی که در لیست من قرار میگیرند انتظار دارم به احترام و مسئولیست انسانی خود خطی بنویسند .

خوشا پر کشیدن
خوشا رهایی
خوشا اگر نه رها زیستن
مردن به رهایی!

مهربانانی که در این باره نوشته اند: حسام عزیز، بهزاد گل، هاله ، افکار و گفته هاي گوناگون من ؛ گل کو ، زنانه ها ، سید علی گدا ، وب - آ- ورد

برچسب‌ها:

posted by قاصدک @ ۹:۴۵ قبل‌ازظهر   2 comments

جمعه، اسفند ۰۳، ۱۳۸۶

بابک دادبخش ، زنداني اعتصابي در آستانه مرگ


بر خلاق اسمش کسی به داد او نمیرسد او که تلاش میکرد به داد، دادخواهان برسد و تنها برای انسان و انسانیت بی هیچ چشم داشتی دست به سوی هم نوع خود دراز میکرد کنون با لبانی دوخته به انتظار مرگ و یا عدالت است اینگونه است برادر کنون که زمان داد خواهی او میشود ما خاموش هستیم معادله را ببین لبان دوخته او فریاد میکشد و لبان چرب نهار خورده امروز ما سکوت میکند । برادر، رفیق ، شریک ، کمونیست ، آزادی خواه، پادشاهی ، توده ای ، جمهوری خواه، خوائن ، دشمن و دوست . او انسان است و اکنون میمیرد برای خواسته اش خواسته ای مشترک به نام عدالت. او خواسته اش مشترک است خواسته ی من و تو نیز هست اما مرگش به تنهایی است. معادله را ببین ! به انسانیت نمره بده.
خبر مربوط به بابک دادبخش را در
اینجا مطالعه نمایید । به فکر باشید
کلمات قابل فهم آنچه در فايل صوتي ايراد ميشود در ذيل درج ميگردد : ( من باب .. بابک دادبخش هستم بعد از چهل و چند روز اعتصاب از تمام.. کسايي که در اين مدت برخلاف -- رذالت داره-از من حمايت کردند متشکرم و سپاس گذارم ، تمام فعالهاي سياسي و حقوق بشري ، دوستان ، مبارزان و فعالان اميدوارم که باز روز ... اين جنايتکارها ..... از دستشان خارج بشويم ... نابود بشوند ..... اگر کسي --------- از اينجا ميگم با اين وضعيت زنده باد آزادي ، زنده باد دموکراسي ، مرگ بر ديکتاتوري ) براي شنيدن فايل صوتي کليک نمائي

برچسب‌ها:

posted by قاصدک @ ۳:۱۳ بعدازظهر   2 comments

پنجشنبه، اسفند ۰۲، ۱۳۸۶

مهرنهاد را آزاد کنید



فراخوان کانون وبلاگ نویسان ایران برای نجات جان آقای مهرنهاد وبلاگ نویس بلوچ کانون وبلاگ نویسان ایران ( پن لاگ) تایید

حکماعدام آقای مهرنهاد وبلاگ نویس بلوچ را محکوم میکند و از همه وبلاگ نویسان و آزادیخواهان در ایران و جهان برای نجات جان آقای مهرنهاد کمک می طلبد।آقای مهرنهاد وبلاگ نویس 28 ساله بلوچ و پدر سه فرزند , تنها جرمش ایجاد یک نهاد قانونی برای جوانان بلوچ بوده است. او پس از ده ماه شکنجه و اسارت به جرم واهی محاربه و ارتباط با گروههای غیر قانونی به اعدام محکوم شده است.خانواده او معتقد هستند که به آقای مهرنهاد در اثر شکنجه آسیب جدی وارد شده و حکم اعدام برای از بین بردن مدرک جرم صادر شده است با تایید حکم اعدام این حکم هر لحظه ممکن است به اجرا در آید.کانون وبلاگ نویسان ایران بدعت اعدام وبلاگ نویسان را به شدت محکوم میکندو از همه وبلاگ نویسان دعوت میکند که از روز چهارشنبه اول اسفند به مدت یک هفته نام وبلاگ خود را به "مهرنهاد را آزاد کنید" تغییر دهند .کانون وبلاگ نویسان ایران از وبلاگ نویسان و آزاداندیشان میخواهد که در طول این هفته همه تلاش خود را برای لغو حکم اعدام و آزادی یعقوب مهرنهاد به کار گیرند و با تماس با وبلاگ های دیگر و ارگانهای حقوق بشر در هر شهر و کشوری که هستند از اجرای این حکم ناعادلانه جلوگیری کنند॥ باشد که تلاش همگانی ما انسان بیگناهی را از طناب دار برهاندکانون وبلاگ نویسان ایران(پن لاگ)

برچسب‌ها:

posted by قاصدک @ ۶:۴۸ قبل‌ازظهر   1 comments

سه‌شنبه، بهمن ۲۳، ۱۳۸۶

آزادی


رابطه سکس و فلسفه با انتخابات جمهوری اسلامی :
در اواسط این فیلم این مطلب را میشنویم : (( اما هر معشوقه‌اي جزئي ناشناخته از راز عشق ‌را براي من گشوده ))... حتما با خود این زمزه را میکنید که این نوشته ها چه ربطی به ملت ما و انتخابات دارد ؟!
آیا تا کنون به وجه مشترک بین تمام صندوقها انتخاباتی پی برده اید ؟
+ در این عرصه که همگان از زیر فیلتر سنگین ملایی حکومت عبور میکنند !
* تجاوز جنسی و غیر جنسی که به این مکعب مسطیل ها و یا مربع ها میشود .
مردم کشور من هم مدام میروند رای میدهند تا به رای آنها تجاوز شود تا آنها تجربه کسب کنند . خوب حالا از این که بگذریم این بار سطح تجاوز گسترده تر شده است دیگر حتی به نماینده ها هم رسیده حالا آقایون اصلاح طلب آقایون آقایون خودی و .... تا استاندارش و نوه بنیان گذارش . به به چه انتخاباتی ما داریم که در هیچ جای دنیا لنگه اش موجود نبوده و نخواهد بود بروید همه جا بگویید که ما خیلی انسانهای آزادی هستم .در خیابان در خانه در کوچه در محل کار در تاکسی در اتوبوس در سفر در تمامی دانشگاه مخصوصا امیر کبیر همه جا آزادیم باور ندارید بروید اوین نگاه کنید به حرف من خواهید رسید البته اگر به هیئت تشریفاتی بریوید اگر به با اشخاص دیگر ( برادران ) بروید شاید دیگر حتی به حرف خودتان هم نرسید .
در این میان مقام عظمای ولایت . نکات جالبی را به صورت غیر مستقیم تلاوت کردند .
راهکار های رهبر معظم انقلاب ( فرزانه ) هرچه بود نمیدانم چه بود اما برای تجاوز به این نمایندگان بی زبان نمیدانم چطور بود، ولی خوب راهکارای زیادی داشته که فرزانه بوده و تجاوز هم کرده ، جای بحث داره واقعا .

حالا ما واسه اینکه تو این تجاوز نقشی نداشته باشیم باید تحریم کنیم ؟!

چند خط جدی :

تجربه های جهانی نشان داده است بهترین راه برای رهایی از استبداد و دیکتاتوری انتخابات آزاد و همگانی است و در طول تاریخ هم دیده ایم که پس از سالها مبارز مدنی و اجتماعی شانه ها استبداد چگونه با رای یک ملت به زمین خورده و آن ملت است که به پیروزی نهایی رسیده است. اما اینجا ما کمی تماییز و تفاوت احساس میکنیم ما استبداد داریم که ریشه در فرهنگ ما دارد ، ما استبدادی دینی داریم و همان طور که طالقانی هم میگفت استبداد دینی بدترین نوع استبداد است و ما دچار این استبداد هستیم . استبدادی که با الیناسیون ( از خود بیگانگی ) همراه و همسان گشته است و ما نه راه پس داریم نه راه پیش .

در جامعه ای که به یک باره 60 دانشجو بازداشت، جوان تبرعه شده اعدام، نوجوان مغلوب شده اجتماع گرگ وارنه به انتظار عدد18، زندانی سیاسی ما در بند ، فعالین ما سکوت، وب لاگ نویسان ما ضعیف، دولت های حامی حقوق بشر تاجر، زنان و کارگران تنها برای خواسته های به حق خود راهی انفرادی و حبس بلند مدت، ده میلیون سایت فیلتر، آخوند دگر اندیش به زندان و انفرادی و شکنجه و دیگری به حبس و خلع لباس، زندان هایش سلاخ خانه ، معتادینش بیش از معتقدین، روزنامه نگارش روز شمار زندان را زمزمه میکند ، روزنامه ها یکی پس از دیگری لغو امتیاز میشوند، کتاب ها اجازه چاپ پیدا نمیکنند ، وب لاگ نویس ها به زندان راهی میشود، مدافع حقوق زندانی در زندان، محقق و پژوهشگرش و فیلمسازش هم به زندان خوش میرسند .
آیا انتخابات چیزی جز تایید این آنارشیست گری های دولتی و حکومتی است ؟
جواب کوتا ساده و مشخص است . من رای نمیدهم
و من فکر میکنم باید درون خودمان انقلاب ایجاد کنیم

برچسب‌ها:

posted by قاصدک @ ۸:۱۰ بعدازظهر   0 comments

 
دل نوشته

باقي را آزاد کنيد

قاصدك ! هان ، چه خبر آوردي ؟
از كجا وز كه خبر آوردي ؟
قاصدك
در دل من همه كورند و كرند
دست بردار ازين در وطن خويش غريب

کمپین آزادی برای سعید حبیبی و دانشجویان در بند


نگاشته‎ هاي پيشين

ببین تمام شد

احمد - احمد - احمد - احمد - احمد -

خدا خدای شما بود دیر فهمیدیم

درد بی دردی علاجش آتش است

طناب دیگر بر گلوی آزادی

عابد -عابد - عابد - عابد - عابد

فرزاد کمانگر را آزاد کنید

اوين -اوين-اوين-اوين-اوين-اوين-اوين

سهم تو از زن بودن این است ؟؟؟

جنگ تمام شد اما هنوز شهید میدهیم

آرشيو

مهٔ 2006

سپتامبر 2006

اکتبر 2006

آوریل 2007

ژوئن 2007

ژوئیهٔ 2007

اوت 2007

سپتامبر 2007

اکتبر 2007

نوامبر 2007

دسامبر 2007

ژانویهٔ 2008

فوریهٔ 2008

مارس 2008

آوریل 2008

مهٔ 2008

ژوئن 2008

ژوئیهٔ 2008

اوت 2008

اکتبر 2008

نوامبر 2008

فوریهٔ 2009

مارس 2009

وب لاگهايي که ميخوانم

کميته نجات پاسارگاد

کميته مبارزه با سانسور

قمار عاشقانه

بابك خرمدين

حشمت طبرزدي

مهرانگيز كار

حسام فيروزي
زنانه ها
مديار
اردشير طيبي
يك قطره

بهزاد مهراني

نيك آهنگ كوثر
زيتون
يك گيله مرد
مسيح علي نژاد
شهر قصه
مسعود بهنود

چگوارا

شيوا نظر آهاري

دموکراسي فرزند جسارت
كوهيار گودرزي
خوابگرد
ويدا خسروي
سيد علي گدا
مهتا بردبار
عباس معروفي

ملاحسني در کانادا
فرنوش معيري
روزبه مير ابراهيمي
فريد سميع نژاد

مرتضي سميع نژاد
الپر
چريك
من نه منم
علي رضا فيروزي
كيانوش سنجري

اصانلو را آزاد کنيد


اخبار دانشجويي

ادوار نيوز
خبرنامه اميركبير
علامه بلاگ
كمپين آزادي پلي‌تكنيك
خبرنامه صنعتي شريف


سازمان هاي حقوق بشري

کميته منع شکنجه
انجمن منع شکنجه
منشور کوروش کبير
سازمان عفو بين الملل
ديوان اروپايي حقوق بشر
اعلاميه جهاني حقوق بشر
سازمان آموزش حقوق بشر
سازمان جهاني منع شکنجه
سازمان ديده بان حقوق بشر
انجمن دفاع از حقوق زندانيان
سازمان گزارشگران بدون مرز
انجمن حمايت از حقوق کودکان
شبكه‌ي بين‌ المللي حقوق بشر
انجمن اينترنتي دفاع از حقوق کودکان
فعالان حقوق بشر در ايران

mobareze ba sangsar


و اما عشق....

احمد شاملو
مصدق
صادق هدايت
فروغ

استاد شجريان